مجله ایران من :

اعیاد باستانی ایران

در فرهنگ ایران باستان اعیاد و جشن‌های فراوانی وجود داشته که بسیاری از آن‌ها را هنوز هم در کنار خانواده و دوستان خود می‌گذرانیم. از مهم‌ترین این اعیاد می‌توان به جشن نوروز اشاره کرد که در آن روز اول بهار هر سال را جشن می‌گیریم. اما جدای از اعیاد شناخته‌تر شده ایرانی، اعیادی وجود داشته که به مرور فراموش شده و از خاطره‌های‌مان پاک شده‌اند. ایرانیان در هر ماه روزی همنام آن ماه داشتند که در این روز‌ها جشن‌هایی ترتیب داده می‌شد و بیشتر آن‌ها ریشه در طبیعت دارند.

به این ترتیب علاوه‌بر اعیاد رسمی، دوازده عید در دوازده ماه سال نیز وجود داشته است؛ از جمله این روز‌ها می‌توان به ۱۹ فروردین، ۱۳ اردیبهشت، ۶ خرداد، ۱۳ تیر، ۱۷ مرداد، ۴ شهریور، ۱۶ مهر، ۱۰ آبان، ۹ آذر، ۱ دی،  ۲ بهمن و ۵ اسفند اشاره کرد. نام این اعیاد به ترتیب، جشن‌‌های فروردگان، اردیبهشتگان، خردادگان، تیرگان، امردادگان، شهریورگان، مهرگان، آبانگان، آذرگان، خرم‌روز، بهمنگان و اسفندگان هستند. اما امروزه کدام یک از عید‌های ایرانی را جشن می‌گیریم و از داستان‌های پشت این اعیاد و آیین‌ها اطلاع داریم؟

 

ننه سرما و عمو نوروز

داستان ننه سرما و عمو نوروز را همگی از کودکی به‌یاد می‌آوریم. داستانی که در کنار خانواده‌ در جمع شب یلدا می‌شنیدیم و نوید آمدن بهار و عید نوروز را به ما می‌داد. می‌گویند ننه سرما با موهایی که از برف، تماما سپید شده بود در آسمان زندگی می‌کرد و دو پسر به نام‌های چله بزرگ و چله کوچک داشت. چله بزرگ که پسر مهربان‌تر ننه سرما بود به مدت ۴۰ روز بر زمین حکم‌رانی می‌کرد و بعد نوبت چله کوچک می‌شد تا بر زمین حکم‌فرمایی کند. چله کوچک که بدجنس‌ بود همراه خود برف و بوران و سرما را می‌آورد، اما زمان حکومتش بر زمین تنها بیست روز بود.

با آنکه چله بزرگ از چله کوچک می‌خواست تا با مردم مهربان‌تر باشد اما رفتار او هیچ‌گاه تغییر نمی‌کرد، تا آن‌که حاکمی دیگر چله کوچک را گرفت و در کوهی یخی زندانی کرد. ننه سرما که از نبود فرزندش غمگین شده بود با عشق و نفس گرم خود کوه یخ را آب می‌کند و فرزندش را نجات می‌دهد. ننه سرما با خوشحالی مشغول تمیز کردن خانه‌اش می‌شود تا آن را برای فرارسیدن عمو نوروز و بهار آماده کند. در افسانه‌های ایرانی آمده است که ننه‌سرما و عمو نوروز در‌واقع هیچ‌وقت همدیگر را ندیدند. ننه سرما که در طول زمستان خانه را روفته و سابیده، در روز‌های آخر زمستان از خستگی به خواب می‌رود و تنها زمانی بیدار می‌شود که عمو نوروز و بهار رفته است. عمو نوروز در آخرین روز زمستان از راه می‌رسد و بهار و برکت را به همراه خودش می‌آورد.

 

عید نوروز

نوروز زمان بیدار شدن طبیعت از خواب و زندگی دوباره است. طبق گفته‌ ابوریحان بیرونی، دلیل نام‌گذاری نوروز این است که این عید آمدن سال نو و شروعی دوباره را نوید می‌دهد. “نخستین روز است از فروردین ماه و از این جهت روز نو نام کردند، زیرا که پیشانی سال نو است و آنچه از پس اوست از این پنج روز همه جشن‌هاست.” در قدیم‌الایام نوروز را به دو قسمت تقسیم‌بندی می‌کردند، نوروز کوچک که از اول تا پنجم فروردین بود جشنی همگانی محسوب می‌شده و از روز ششم، آغاز نوروز بزرگ است.

گفته می‌شود فلسفه‌های گوناگونی در پس عید نوروز است، دانستن هرکدام از این فلسفه‌ها نیز خالی از لطف نیست. گفته می‌شود روز اول بهار روزی است که خداوند کار خلقت زمین و آدم را به اتمام رساند، از این رو، ایرانیان برای شکرگذاری و قدردانی از نعمات خداوند یگانه این روز را جشن می‌گیرند. در فلسفه دوم گفته می‌شود که نوروز زمانی است که ارواح درگذشتگان از آسمان برای بازماندگانشان برکات و دعای خیر خود را می‌فرستند.

 

چهار‌شنبه‌سوری

مراسم چهارشنبه‌سوری که در غروب آخرین سه‌شنبه سال و قبل از فرارسیدن نوروز برگزار می‌شود، یکی از آیین‌های مورد استقبال و بسیار قدیمی در میان ایرانیان است. با برگزاری چهارشنبه‌سوری، مردمان به استقبال بهار می‌روند. این آیین که با روشن کردن آتش و پریدن از روی آن انجام می‌پذیرد در واقع برای دور کردن بیماری‌ها، مشکلات، گرفتن نیرو، سلامت و گرمای آتش است. در حقیقت چهار‌شنبه‌سوری نمادی برای برای گذر از سرما و رفتن به سوی گرماست. از دیگر فلسفه‌هایی که به این روز نسبت داده می‌شود، این موضوع‌ست که در پنج روز پایانی زمستان و پنج روز اول بهار ارواح درگذشتگان ما از آسمان به زمین می‌آیند تا با خود برکت و دعای خیرشان را بیاورند. روشن کردن آتش نیز در پشت بام‌ها برای هدایت آن‌ها بوده است.

شب یلدا

شب یلدا، یا شب چله قدمتی هزاران ساله در میان ایرانیان دارد. شب یلدا در آیین باستانی ایران شبی است که میترا بر اهریمن و تاریکی پیروز و خورشید در این شب متولد می‌شود. سرمنشا این داستان‌ها در بلندترین شب سال نهفته است. یلدا که بلندترین شب سال است برای ایرانیان، نمادی از همبستگی است. در این شب خانواده‌های ایرانی با جمع شدن کنار یکدیگر، بلندترین شب سال را پشت سر می‌گذارند و آمدن روز و غلبه نور بر تاریکی را جشن می‌گیرند.

 

در چند خط بخوانید

تمام اعیاد ایرانی با پشته فرهنگی غنی، در دل خود معانی زیبایی دارند که ایرانیان را به سوی بهتر شدن و نیکی ‌کردن تشویق می‌کنند. اعیاد باستانی ایران نیز در پس آیین‌ها و رسم و رسوم گوناگون خود، امید و زندگی را نوید می‌دهند و همگی به‌گونه‌ای ما را به تلاش و گذر از روز‌های سخت و امید برای آمدن روز‌های بهتر دعوت می‌کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سایر مقالات

جدیدترین ویدئوها